دست نوشته . . . پاره ورق های یک دفتر اینترنتی http://dastneveshte.ir 2010-09-05T07:19:49+01:00 text/html 2010-08-20T00:07:40+01:00 dastneveshte.ir محمد تعطیل شدن وبلاگ http://dastneveshte.ir/post/93 سلام<br>دوستان دیگه این وبلاگ تعطیل شد<br><br>از تمام کسانی هم که باهاشون تبادل لینک کرده بودم عذر میخوام<br> text/html 2010-05-25T13:52:18+01:00 dastneveshte.ir محمد اگه کسی کنکور قبول نشد اشکال نداره ، چون ... http://dastneveshte.ir/post/87 <p><font size="1"><span class="postbody">سلام دوستان.........خوبین</span></font></p> <p><font size="1"><span class="postbody">اگه شما امسال یا سال های آینده کنکور دارین ، و اگه سال پیش یا سال های پیش در کنکور شرکت کردید و قبول نشدید ،&nbsp; حتما این مطلب رو بخونید :</span></font></p> <p><font size="1"><span class="postbody">اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست چرا که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . . <br>1 – در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند. <br>2 – حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند. <br>3 – در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند. <br>4 – اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند. <br>5 – طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه ، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست. <br>6 – یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند. <br>7 – روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان ، 36 روز دیگر باقی می ماند. <br>8 – تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست. <br>9 – در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند. <br>10 – سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست. <br>11 – یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست ، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!! <br>پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!!</span></font> </p> text/html 2010-05-17T07:39:22+01:00 dastneveshte.ir محمد اقلا از مجسمه دزد ها یاد بگیرین !!! http://dastneveshte.ir/post/83 <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG title="ادامه روند مجسمه دزدی در تهران" alt="ادامه روند مجسمه دزدی در تهران" src="http://www.tehranpic.net/images/uxzjbnl72cfsocv1si5e.jpg"></P> <P style="TEXT-ALIGN: center">عکس از <A title="" href="http://photojoke.persianblog.ir/" target=_blank><FONT color=#1f70a5>فتوجوک</FONT></A></P> <P align=center>سلام به دوستان گلم.......باز هم از زدن پست قبلی زمان زیادی نمیگذرد ولی چون اعصابم خیلی خورد شد، این مطلب رو اومدم زدم</P> <P align=center><IMG style="MARGIN: 5px" alt=elm-robaei-rooz.jpg src="http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/aliasghar/2/elm-robaei-rooz.jpg"></P> <P align=center>( این عکس رو از وبسایت نارنجی برداشتم)</P> <P>&nbsp;</P> <P>آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟</P> <P>از قانون کنترل c ، کنترل v درست استفاده کنید</P> <P>این کارا به چه درد میخوره؟.......به فکر اون دنیا باشید؟.........آخه با این کار ها که طرفدار پیدا نمیکنید.......برین توبه کنید ، میخواین جلب توجه کنید ، بگید ما هم بلـــــه ، ما هم بلدیم ، نه آقا جوون ، ابن که روشش نیست ، اقلا اگه میخواین از سایتی یا وبلاگی مطلبی بردارین ، منبع رو بزنین ، چه وضعشه ، </P> <P>مجله علم روز ، بیشتر خطابم به شماست ، شما که میرین مطالب سایت <A title="" href="http://narenji.ir/" target=_blank>نارنجی</A>&nbsp;رو بدون هیچ منبعی میزنین تو مجلتون ، فکر میکنین خیلی کار شاخیه ، من هم قبلا تو این کارا ماهر بودم ، یه وب داشتم ، بازدیدش نسبتا خوب بود ، ولی چی؟......به هیچ دردی نمیخورد ، شده بودم ، مثل یه کسی که مطالب قشنگ رو از هر جایی جمع کنه بندازه تو وبلاگش ، این که درست نیست.</P> <P>همون طور که میدونین در تهران تازگی ها چند مجسمه رو دزدین! ، از وسط خیابون ها و پارک ها و اینجور جاها دیگه ، این کار خیلی خیلی زشتیه و به غیر از دزدی ، بر فرهنگ ایران هم لطمه میزنه ولی یه چیزی ، اون آقایون دزد مجسمه این کار رو مخفیانه انجام میدادن ، ولی شما چی ، آشکار ، تازه ، نتایج کار هاتون رو هم به بقیه نشون میدین ، من نمیخوام بگم کار شما از اینا بدتره ، میخوام بگم این هم یه جور دزدیه</P> <P>آخه چرا؟</P> <P>خیلی از وبلاگ ها هم الان هستن ، که فقط کارشون شده ور داشتن مطالب از اینسایت و آن سایت ، آخه خوش مراما ، مردم به این کار شما که اصلا اهمیت نمیدن ، هر چیزی اورجینالش خوبه ! </P> <P>اگه میخواین مطلب نارنجی رو هم در این باره بدونین به اینجا برین:</P> <P><A href="http://narenji.ir/--site-feature-33/19-latest-news/1888-elme-rooz">http://narenji.ir/--site-feature-33/19-latest-news/1888-elme-rooz</A></P> <P>التمای دعـــــــــا</P> text/html 2010-05-16T14:13:31+01:00 dastneveshte.ir محمد یا کوثر http://dastneveshte.ir/post/82 <P>سلام به دوستان عزیز..........خیلی از زدن پست قبلی نمیگذرد ، ولی گفتم حیفه که این مطلب رو زنرنم ، البته شما پست قبل رو هم مطالعه بفرمایید</P> <P>&nbsp;</P> <P>و اما این پست:</P> <P>اندفعه ، اومدیم ، با یه مطلب علمی و با منطق و دلیل یه چیزی رو برای شما ثابت کنیم ، اون هم کوثر بودن ، حظرت فاطمه در سوره کوثر است</P> <P>کلمه کوثز از کثزت میاید و می تواند مصادیقی چون نبوت ، وحی ، مقام شفاعت و .. را داشته باشد ، همچنین نام یک رود توی بهشت هم هست ولی اینجا معنی هیچکدام را نمیدهد زیرا دشمن کینه توز با جسارت به پیامبر او را ابتر نامید و خداوند در دفاع ار پیامبرش فرمود : (ان شانئک هو الابتر ) دشمن تو ، خود ابتر است.. کلمه ابتر در اصل به حیوان دم بریده میگویند و در اصطلاح زبان عربی به کسی گفته میشود که نسلی به او از یادگار نماند، از آنجایی که فرزندان پسر پیامبر ، در زمان کودکی از دنیا رفتند&nbsp; ، دشمنان میگفتند ، او دیگر نسلی ندارد ، و اگر پیامبر از دنیا رود&nbsp;، چون نسلی از او باقی نمی مونه پس حتما مردم اون رو از یاد میبرن ، برای همین خدا این سورهر و نازل کرد که بگه ، نسل پیامبر از حضرت فاطمه (س) هم باقی میماند</P> <P>&nbsp;و این&nbsp;از نظر زمانی هم صدق میکند&nbsp;&nbsp; </P> <P>اصلا یه نکته جالب دیگر ، همین که دو کلمه کوثر و ابتر در مقابل یکدیگر آمده آن میتواند ، دلیلی محکم ، بر این را داشته باشد</P> <P>&nbsp;............&nbsp;&nbsp;&nbsp; </P> <P>این عکس هم از وبلاگ هزار و یک تلنگر برداشتم :</P> <P>حرکت مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای تبریزی(قدس سره) با پای برهنه، به سوى حرم حضرت معصومه(علیها السلام) در روز شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) </P> <P style="TEXT-ALIGN: center"><IMG style="WIDTH: 444px; HEIGHT: 362px" src="http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/fatemiyeh.jpg"></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: center">&nbsp;</DIV> <P>یا علی</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2010-05-16T06:01:36+01:00 dastneveshte.ir محمد نتایج مسابقک !!! http://dastneveshte.ir/post/81 <P>سلام به تمام دوستان گرامی&nbsp; ارجمند و بینندگان محترم</P> <P>یه دونه جمله قشنگ از آقای شریعتی دیده بودن ، گفتم بهتره اول اون رو بذارم بعد برم سراغ مسابقکمون ( مسابقه کوچکمون) :</P> <P>من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .&nbsp;</P> <HR> <P></P> <P>و اما مسابقک ( مسابقه کوچک)</P> <P>همون طور که در پست قبلی ملاحظه فرمودید ، ما یه مسابقکی ( مسابقه کوچکی ) ترتیب دادیم ، تا شما دسوتان بیاین و اشعار تون رو توش بنویسین ، ما هم که صبرمون داشت تموم میشد و از همون جا که این یک مسابقک ( مسابقه کوچک !! ) است ، گفتیم به این مسابقک ( مسایقه کوچک ) خاتمه بدیم و االسلام</P> <P>البته ما در حین دیدن این اشعار به نتایج جالبی هم رسیدیدم:</P> <P>دوست عزیزمون آقای جاوید که لطف کردن و اومدن تو وب ما شعر گفتم و ترک میرزا ی عزیز هم که اشون هم لطف کردن ،&nbsp;هر دوشون در یکی از شعر هاشون ، درباره همسرو اهل و عیال و این جور چیزا بود</P> <P>اینا شعر آقای مهدی دانش بود درباره ی زن و عیال&nbsp;:</P> <P>کشم آهی که دامانت بگیرد<BR>رها کردی دلم را تا بمیرد<BR>پس از تو دل نمی بندم به یاری<BR>مگر ژینوس تحویلم بگیرد!<BR>**********<BR>دلم با یار نو دارد سر و کار<BR><BR>نو آمد،کهنه می گردد دل آذار<BR><BR>الا ای همسر خوب و وفادار!<BR><BR>تو لطفا" بچه هایم رانگه دار!!<BR>************<BR>تو بردی روز اول عقل و هوشم<BR><BR>ولی حالا شدی باری به دوشم<BR><BR>فضای خانه ام سرد است،باید<BR><BR>دو تا شلوار روی هم بپوشم!!<BR>**************<BR>اینا هم شعر آقا جاوید بود در بند عیال و خانه :</P> <P>جنگیدن با زنان هنر می خواهد<BR>مقدار سه كیلویی جگر می خواهد<BR>البته به جزدو مورد بالایی <BR>اعصاب قوی و گوش كر می خواهد<BR></P> <P>مثل اینکه تازگی ها زنان ، شوهراشون رو حسابی اذین میکننا</P> <P>از آنجا که آقای ترک میرزا در شعر دیگرشون میگه:</P> <P>دلم آشوب کردی، خوب کردی<BR>مخم معیوب کردی، خوب کردی<BR>پر از مار بوآ بود آستینم<BR>به آنجا چوب کردی، خوب کردی!<BR></P> <P>البته دوستان عزیز باز هم شعر گفته بودن که اگه میخواین ببینین برین تو نظرات پست قبلی</P> <P>و اما شعر برتر.........از اونجا که شعر همه آقایون و خانوم ها و ... خیلی خیلی قشنگ بود ، تصمیم گیری خیلی سخت بود ولی دیگه ما به زور یه شعری رو به عنوان برتر انتخاب کردیم:</P> <P>از آقای محمد جاوید:</P> <P><STRONG>من آمدم و شعر نوشتم رفتم<BR>واژه ، كلمه،حرف سرشتم رفتم<BR>گر بر لب تو ز شعر من خنده شكفت<BR>بی شك به خدا اهل بهشتم، رفتم</STRONG></P> <P>و اما جایزه این مسابقه:</P> <P>اااا .. برق خونمون رفت........آقای جاوید شرمنده......</P> <P> <HR> <P>پ.ن: ( دارم میپکم )</P> <P>گاز اشکاور یا ... :</P> <P>دوستان همین الان که دارم این مطلب رو مینویسم ، نفسم بالا نمیاد ، ... ، یکی از دوستان خز و خیل بنده ، یک عدد گاز اشکاور زیر پای بنده انداختند ، من چشممون رو بستم ولی دهنم، باز بود ، اولش اصلا نمیتونستم نفس بکشم ، ولی حالا که رفتم زیر دوش آب سرد ، بهتر شد...</P> <P>التماس دعا ........ شدیدا</P> <P>&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2010-05-12T12:25:05+01:00 dastneveshte.ir محمد شعر و ور http://dastneveshte.ir/post/80 <P>سلام به دوستان عزیز</P> <P>یه مسابقه ای رو تو وب راه انداختیم ، که اسمش رو نمیشه مسابقه گذاشت ...... </P> <P>شما تا حالا خیلی وقتا شده ، دلتون گرفته و واس خودتون یه شعری گفتین ، امکان داره ، چرت و پرت هم باشه ، ولی همون هم خیلی ارزش داره ، یا مثلا خوشحال شدید ، رفتید یه شعر طنزی ، چیزی ، گفتید یا اینکه اصلا هیچ اتفاقی واستون نیفتاده ، ییهویی یه شعری به ذهنتون میاد ، ... ، ما اومدیم یه مسابقه ترتیب دادیم که شما این اشعار رو تو قسمت نظرات این پست بنویسید و ما از بین اونا برترین هاشو انتخاب کنیم و الی قضایا...!</P> <P>لطفا حتما اگه میتونین در این مسابقک ! ( مسابقه کوچک) شرکت کنید</P> <P><STRONG>چکیده مطلب اصلی: لطقا شعر های خود را در قسمت نظرات این پست برای ما ارسال کنید.</STRONG></P> text/html 2010-05-06T09:35:57+01:00 dastneveshte.ir محمد معکوس باشید تا کامروا شوید........خوشگلی یا زیبایی، مسئله این است؟ http://dastneveshte.ir/post/79 <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>سلام به دوستان عزیز.....</FONT></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt; mso-no-proof: yes" dir=ltr><?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /><v:shapetype id=_x0000_t75 stroked="f" filled="f" path="m@4@5l@4@11@9@11@9@5xe" o:preferrelative="t" o:spt="75" coordsize="21600,21600"><FONT size=2> <v:stroke joinstyle="miter"></v:stroke><v:formulas><v:f eqn="if lineDrawn pixelLineWidth 0"></v:f><v:f eqn="sum @0 1 0"></v:f><v:f eqn="sum 0 0 @1"></v:f><v:f eqn="prod @2 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="prod @3 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @0 0 1"></v:f><v:f eqn="prod @6 1 2"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelWidth"></v:f><v:f eqn="sum @8 21600 0"></v:f><v:f eqn="prod @7 21600 pixelHeight"></v:f><v:f eqn="sum @10 21600 0"></v:f></v:formulas><v:path o:connecttype="rect" gradientshapeok="t" o:extrusionok="f"></v:path><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:lock aspectratio="t" v:ext="edit"></o:lock></FONT></v:shapetype><v:shape style="WIDTH: 13.5pt; HEIGHT: 13.5pt; VISIBILITY: visible; mso-wrap-style: square" id=Picture_x0020_1 alt="http://www.mihanblog.comhttp://www.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif" type="#_x0000_t75" o:spid="_x0000_i1025"><v:imagedata o:title="8" src="file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif"></v:imagedata></v:shape></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=2>.........تا الان اوضاع وبمون خیلی بهم ریخته ..... اوضاع من هم خیلی بهم ریخته ( در حد لالیگا....).........اوضاع وب از اون نظر بهم ریخته که من بیشتر مطالب وب رو با استفاده از قانون کنترل </FONT></SPAN><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" dir=ltr>c</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN> و کنترل </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" dir=ltr>v</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN> میذارم. اما اوضاع خودم هم به شما هیچ ربطی نداره (&nbsp;... ).... خوب قبل از اینکه مطلب اصلی رو شروع کنم ، بهتره چند تا نکته رو بگم:</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" dir=ltr><o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA>اولا: از این به بعد مطلب وب از خودمونه و اصلا دیگه حوصله استفاده از اون قانون مزخرف رو ندارم ( منظورم کنترل </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" dir=ltr>c</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN> , کنترل </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" dir=ltr>v</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN> بود<o:p></o:p></SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>ثانیا:دعام کنید.....شدیداااااااا<o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>ثالثا: امکان داره به زودی قالب وب عوض بشه <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>رابعا : لطفا ، حتما نظر خودتون رو در باره این مطلب بذارین<o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 7.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>و اما مطلب:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یا علی<o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl><o:p><FONT size=2 face=Calibri></FONT></o:p>&nbsp;</P> text/html 2010-05-02T14:28:50+01:00 dastneveshte.ir محمد سخنان بیل گیتس در یك دبیرستان http://dastneveshte.ir/post/78 <DIV class=post-header-line-1><FONT size=2></FONT></DIV> <DIV class=post-body><FONT size=2>&nbsp;سلام به همه ی دوستان گلم ( شامل همه چی از قبیل کاکتوس ، خزه ، ..... ، میمون ، محمدی&nbsp;)</FONT></DIV> <DIV class=post-body><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV class=post-body><FONT size=2>بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد. <BR></DIV></FONT> <DIV class=post-body><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV class=post-body><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV class=post-body><FONT size=2>&nbsp;</DIV></FONT> text/html 2010-04-30T03:22:20+01:00 dastneveshte.ir محمد روش های نجات ازحمله های قلبی http://dastneveshte.ir/post/77 <P>سلام دوستان..........من زیاد دوست ندارم تو وب چیزا های پزشکی و از این جور چیزا بذارم ( آخه اصلا ربطی به موضوع وب نداره) ولی اندفعه دیگه مجبورشدم ، آخه مطلب خیلی خیلی جالبی بود ... ببینید:</P><FONT size=1><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 7pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=center><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA>خانم جوان 25 ساله ای در اثر ایست قلبی فوت کرد... مرگش خیلی زیاد خانواده اش رو متاثر کرد. او وقتی دچار حمله قلبی شد درخانه تنها بود و کسی نبود که با یه </SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" dir=ltr>CPR</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN> ساده جانش را نجات بده. افسوس.</SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" dir=ltr><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=center><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" dir=ltr>CPR</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN>&nbsp; چیست؟</SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=center><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA>!!!!!!&nbsp; آنچه همه باید بدانند&nbsp; !!!!!!</SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-bidi-language: FA; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA> </SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 130%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 8pt; mso-themecolor: text1" lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=center></SPAN></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; FONT-SIZE: 14pt; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: AR-SA" lang=AR-SA></P></SPAN> text/html 2010-04-29T08:19:51+01:00 dastneveshte.ir محمد این جهاد الله اکبر http://dastneveshte.ir/post/76 <P align=center>سلامی دوباره...</P> <P align=center>تا میام دیگه خودم مطلب بزارم......یه مطلب میبینم چشمم رو میگره حیفم میاد تو وب نذارم . (ولی دیگه مطالب از خودمون میشه به امید خدا ... )این یکی رو از وبلاگ <A title="" href="http://hosnayebaba.blogfa.com/" target="">ملوس خانومی</A> برداشتم</P> <P align=center>اول خواستم بنویسم بدون شرح دیدم نشدنیه.این عکس عجیب فکرمو مشغول کرد.و هزاران افسوس برام به ارمغان آورد.مخصوصا اون متن پایین عکس&nbsp;.دوست دارم نظر شمارو هم در موردش بدونم.سطحی ازش نگذرید.هر برداشتی دارید برام بزارید میخوام بدونم شماهم همون حس منو داشتید یانه؟</P> <P align=center><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://thumbsnap.com/i/hNWDGzZu.jpg"></P> text/html 2010-04-29T08:04:15+01:00 dastneveshte.ir محمد قسم به دستان خدمتگزار ( از 1001 تلنگر ) http://dastneveshte.ir/post/75 <P>سلام دوستان..........ایام فاطمیه است........میخواستیم یه مطلب از خودمون در کنیم بذاریم تو وب ولی بعد از دیدن این مطلب تو <STRONG><A title="" href="http://1001talangor.blogfa.com/" target=""><STRONG>1001 تلنگر</STRONG> </A></STRONG>، کم آوردم ،&nbsp; بعدش از قانون کنترل c ، کنترل v استفاده کردم و..... ببینید</P> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><IMG style="WIDTH: 490px; HEIGHT: 572px" src="http://usera.imagecave.com/nambordeh/Laleh/ya_fatemeh.jpg"></DIV> <P><BR>باسمك العظیم الاعظم الاعز الاجل الاكرم بحق مولانا الامام الزمان یا اللَّه...<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان بسته شده‏ى </SPAN>امیرالمؤمنین‏علیه السلام قسمت مى‏دهیم؛ همان دستان با سخاوتى كه در حال نماز انگشترش را به سائل عطا كرد. همان دستان با سخاوتى كه در جریان سقیفه بسته‏ى صبر شد.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">بازوان ورم كرده‏ى</SPAN> حضرت زهراعلیها السلام، ام المؤمنین قسمت مى‏دهیم؛ همان دستانى كه براى همسایگان به دعا بلند مى‏شد و مى‏فرمود: "الجار ثم الدار". همان دستانى كه پینه از دستاس داشت و اشك از گونه‏هاى على مى‏گرفت. همان دستان پر مهرى كه از كفن بیرون آمد و حسنین را در آغوش گرفت.<BR>&nbsp;<STRONG>خدیا! </STRONG>به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان كوچك</SPAN> بچه‏هاى امیرالمؤمنین‏علیه السلام آن هنگامى كه دور مادر نشسته بودند و دستانشان را به سمت آسمان بلند كرده، منتظر دعاى مادرشان بودند. خوشحال بودند كه الان مادر براى شفاى خود دعا مى‏كند و آن‏ها آمین مى‏گویند؛ اما با كمال ناباورى شنیدند كه مادرشان دعا مى‏كند "الهى عجل وفاتى"؛ خدایا! مرگم را برسان.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>به<SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)"> دستان كوچك </SPAN>امام حسین‏علیه السلام، آن لحظه‏اى كه به سینه‏ى ادب مى‏گذاشت و كنار قبر مادر زیر لب زمزمه مى‏كرد: "السلام علیكِ یا أمّاه"؛ سلام مادر!... به همان دستان با كرمى كه در كربلا انگشت و انگشترش را باهم به دشمن عطا كرد. خدایا! به دستان به پشت بسته شده‏ى حضرت مسلم‏علیه السلام، به دستان قلم شده‏ى جعفر طیار.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان قلم شده‏ى</SPAN> ابوالفضل‏علیه السلام ؛ همان دستانى كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام هنگام تولد بویید و بوسید؛ همان دستانى كه امام حسین‏علیه السلام كنار شط فرات به آن‏ها بوسه زد؛ همان دستان قلم شده‏اى كه حضرت زهرا آن را در قیامت به صحنه خواهد آورد.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به دست‏هاى آویزان و افتاده‏ى على اكبرعلیه السلام در آغوش امام حسین‏علیه السلام. به دستان از پوست آویزان عبداللَّه بن الحسن‏علیه السلام. به دستان كوچك و از درد خسته‏ى حضرت رقیه. به دستان كوچك على اصغرعلیه السلام آن هنگامى كه جان مى‏داد و با دستان كوچكش از فرط درد به سینه‏ى بابا مى‏كوبید.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان خسته و به قنوت نماز شب برخواسته</SPAN>‏ى زینب‏علیها السلام؛ همان دستانى كه عصر عاشورا از هیجان به هم كوبیده مى‏شد. درون خیمه مى‏رفت و بیرون مى‏آمد و مى‏گفت: در خیمه بیمار دارم.<BR><STRONG>&nbsp;خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان در غل و زنجیر </SPAN>امام سجادعلیه السلام در سفر شام. به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان بسته‏ى </SPAN>موسى بن جعفرعلیه السلام در زندان‏هاى بغداد. به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان بسته‏ى</SPAN> امام صادق‏علیه السلام دنبال استر ابن ربیع. به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان از سم سبز شده‏</SPAN>ى امام هفتم علیه السلام. <BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان قلم شده‏ى</SPAN> جانبازان انقلاب و به همه‏ى دستانى كه در راه تو خدمتى كردند و صدمه‏اى دیدند.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان مهر گستر،</SPAN> ولى از غیبت بسته شده‏ى امام زمان (عج).<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>به <SPAN style="COLOR: rgb(255,0,0)">دستان عدل گستر</SPAN>، ولى از گناه شیعیان، شكسته شده‏ى امام زمان (عج) قسمت مى‏دهیم ؛ <BR><BR></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><IMG src="http://sites.google.com/site/weblogmohsenmohammadian/top2.jpg"></DIV> <P><BR><STRONG>خدایا!</STRONG> لعنت كن آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستى</SPAN> را كه در آن كوچه‏هاى ننگ بالا رفت و به صورت حضرت زهراعلیها السلام فرود آمد! لعنت كن آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستى</SPAN> را كه هیزم كش آتش در بود! لعنت كن آن تازیانه به دست را و آن دست ظالمى كه با غلاف شمشیر همراه بود!<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>خودت فرمودى: "و تبت یدا ابى لهب"؛ بریده باد 2 دست ابى لهب؛ پس آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستانى</SPAN> را هم كه دستان امیرالمؤمنین‏علیه السلام، فاتح خیبر را بستند، قطع كن!<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دست خیزران به دست!</SPAN> بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دست پر طمعى </SPAN>كه به طمع انگشتر، انگشتان امامش را قطع كرد! بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دست بزرگ و سنگینى</SPAN> كه بالا رفت و به صورت نازك‏تر از گل كودكان ابا عبداللَّه فرود آمد.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستانى</SPAN> كه براى حضرت ابالفضل‏علیه السلام امان نامه نوشت و بااین كار جگر سوخته‏اش را كباب كرد!<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستانى </SPAN>كه از فرط شادى در پاى سرهاى به نیزه زده شده، به هم مى‏خوردند.<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا! </STRONG>بریده باد آن دستانى كه به سوى اسراى اهل بیت اشاره مى‏كردند و مى‏گفتند: "خارجى!" بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستانى</SPAN> كه امام حسن‏علیه السلام را نشان مى‏داد و مى‏گفت: "یا مذل المؤمنین!".<BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> بریده باد آن <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستان سنگین</SPAN> سندى بن شاهك یهودى! <BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> بریده باد همه‏ى دستانى كه به نحوى ضررى به اسلام زدند و مى‏زنند!<BR><BR>&nbsp;<STRONG>خدایا!</STRONG> <STRONG>بریده باد <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستى </SPAN>كه براى ظهور امام زمان (عج) به دعا و خدمت بلند نمى‏شود! و بریده باد همه‏ى <SPAN style="COLOR: rgb(0,0,255)">دستانى</SPAN> كه از روى دشمنى باعث تاخیر ظهور امام زمان (عج)شده‏اند و مى‏شوند!</STRONG><BR><BR></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: left">گریزهای مداحی،محمد هادی میهن دوست،ص422.</DIV> text/html 2010-04-26T07:41:47+01:00 dastneveshte.ir محمد قبـــــــــــــــــــول شدم http://dastneveshte.ir/post/74 <P>سلام به تمام ملت ایران............خوبین ملت ؟..................من هم خوبم.............تو پست قبلی همون طور که گفتم امتحانم رو عالی رو به افتضاح دادم..........ولی.....دیدم که........<STRONG>قبول شدم.....</STRONG>باورو نمیشه ..... من که اصلا امید به قبول شدن نداشتم تو هر دو رشته قبول شدم ......دعا هاتون گرفت........<IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://www.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/36.gif"><IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://www.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/36.gif"><IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://www.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/36.gif"></P> <P align=center><IMG src="http://emo.huhiho.com/set/beybey/14.gif"></P> text/html 2010-04-23T09:44:57+01:00 dastneveshte.ir محمد عکس دوست داشتنی http://dastneveshte.ir/post/73 <P>سلام به تمام ایرانیان مقیم ایران و مقیم غیر از ایران ( و لا غیر(به اضافه ی خارجیان&nbsp;فارسی&nbsp;دوست&nbsp;)&nbsp;)........بعد از چند روز دوباره اومدیم......آزمونی که گفتم رو عالی رو به افتضاح دادم.....دعا کنید قبول شم......وگرنه دوباره باید خر بزنم تا آزمون بعدی قبول شم........</P> <P>نمیدونیستم چی مطلب بزارم، گفتم یه عکسی ، چیزی ، کوفتی ، زهر ماری ،..... ، دردی ، ... ، تو وب بذارم که انشا الله چند تا نظر هم نسیب ما بشه..... این عکسه رو من خیلی دوست دارم....یعنی خوب طراحی کردن و نوشته اش با عکس که پشتشه و حالت نوشتنشش خیلی زیباست (فهمیدین چی گفتم ؟ ...خودم که نفهمیدم.....)... من که عاشقشم( منظوم این عکسه بودا....طرف تو عکس رو نمیگم)....یادم نیست از چه جایی برداشتم...وگرنه حتما منبع رو میزدم......</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2010-04-09T02:38:11+01:00 dastneveshte.ir محمد آزمون مهم.... http://dastneveshte.ir/post/72 سلام دوستان ... ببخشید یکم دیر به دیر مطلب میزارم ...... 27 فروردین یه آزمون خیلی مهم دارم که اگه قبول نشم خیلی خیلی بد میشه .... شاید تا بیست و هفتم مطلب نذارم .... خبرشون رو بهتون میدم ...... التماس دعا ... شدیدا text/html 2010-04-01T06:35:30+01:00 dastneveshte.ir محمد خندید و گفت برادر ، یادم تو را فراموش... شعری زیبا از ابوالفضل سپهر http://dastneveshte.ir/post/71 <P>سلام .... امروز تعداد پست های ارسالیمون زیاد شد.....یه شعر خیلی خیلی خیلی .... جالب و دوست داشتنی و قشنگ و ....... براتون گذشتم از ابوالفظل سپهر....</P> <P><FONT size=2>نمی دونم كجا بود /&nbsp;تو فكه یا دوعیجی/&nbsp;تو فاو و یا شلمچه /&nbsp;تو كرخه یا موسیان / مهران و یا دهلران /&nbsp;تو تنگه ی حاجیان / کنار هم نشستند / دست توی دست هم /&nbsp;با هم جناق شكستند / با هم قرار گذاشتن /&nbsp;قدر همو بدونن&nbsp;/ برای دین بمیرن /&nbsp;برای دین بمونن / با هم قرار گذاشتن /&nbsp;که توی زندگیشون / رفیق باشن و لیكن /&nbsp;اگه یه روز یكیشون /&nbsp;پرید و از قفس رفت، /&nbsp;اون یكی كم نیاره / به پای این قرارداد /&nbsp;زندگیشو بذاره </FONT></P>