تبلیغات
دست نوشته . . . پاره ورق های یک دفتر اینترنتی
سر نوشته
 

انگشت نوشته

به نام خدا ....

دوستان عزیز سلام.این وب در تاریخ خرداد 84ساخته شده است البته به دلایلی چند باری پاک شد و دوباره به وجود آمد. و اول سایتی دیگر بوده وحال ، دست نوشته شده.امید واریم تمام امکانات لازم را برای شما در این سایت گذاشته باشیم. هدف ما از احداث این سایت رضایت شماست.

اگر فکر میکنید مطلبی دارید که به درد وب میخورد روی گزینه ی تماس و ارسال مفاله با مدیر در قسمت اصلی منو کلیک کنید

 جهت  انتقاد یا پیشنهاد با یاهو مسنجر(یا هر کوفت و زهر مار دیگه ای ) از طریق آدرس و جهت ارسال ایمیل(ایضا!!!) از طریق  یا Email Icon by Parstools.comیا تماس حاصل فرمایید....


برای امتیاز دادن به وب روی لوگوی مربوطه در قسمت تبلیغات به درد بخور یا در این زیر کلیک کنید

برای حمایت از ما به پایین صفحه ، قسمت تبلیغات بروید و مفیوض شوید.           

توجه.....توجه

تمامی مطالب این سایت یا از خودمونه یا از دیگران و لا غیر

(ولی سعی ما بر این است که بیشتر از خودمون باشه و اگر هم نبود حتما منبع را بزنیم (که میزنیم))

.......

  تمامی مطالب  دست نوشته بر اساس قوانین کشور عزیزمان ایران است 


راهنما نوشته(ببخشید که یکم خر تو خر نوشته شده )

امید واریم تمام امکانات لازم را برای شما در این سایت گذاشته باشیم. هدف ما از احداث این سایت رضایت شماست.برای دانلود نرم افزارها بهتر است از نرم افزار DAP استفاده شود . چون تمام مطالب این سایت در صحفه اول نمی گنجد ،لطفا از سایر صفحات سایت نیز دیدن فرمایید. شماره صفحات در پایین صفحه در کادری آبی رنگ قرار دارد. این سایت فقط همین یک صفحه نیست. اگر مرورگر شما ، پست های جدید سایت دست نوشته را نمی آورد ، Ctrl+F5 را فشار دهید .با ما دوست شوید . به نفع شماست. دوستان عزیز بعضی از مطالب بیشتر از آن است که شما میخوانید برای اینکه بقیه مطالب را بخوانید گزینه ادامه مطلب که در بعضی از مطالب هست را در پایین مطلب میبینید ، بر روی آن کلیک کنید.برای پیشرفت سایت حتما نظر بدهید که در پایین هر مطلب قرار دارد.. و در نظر سنجی هم که در منو قرار دارد شرکت کنید. اگر میخواهید بدون نیاز به چک کردن و سر زدن مداوم اولین نفری باشید که مطلب بعدی ما را میبینید ، مشترک شوید.اگر میخواهید نظر بدهید و کلیلک میکنید و صفحه نظر ضاهر نمی شود ، کنترل را فشار دهید و بعد کلیک کنید


نقشه سایت:

برای رفتن به نقشه سایت اینجا را کلیک کنید

تعطیل شدن وبلاگ
سلام
دوستان دیگه این وبلاگ تعطیل شد

از تمام کسانی هم که باهاشون تبادل لینک کرده بودم عذر میخوام



نوشته شده توسط محمد |موضوع : | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1389
اگه کسی کنکور قبول نشد اشکال نداره ، چون ...

سلام دوستان.........خوبین

اگه شما امسال یا سال های آینده کنکور دارین ، و اگه سال پیش یا سال های پیش در کنکور شرکت کردید و قبول نشدید ،  حتما این مطلب رو بخونید :

اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست چرا که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . .
1 – در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند.
2 – حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.
3 – در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند.
4 – اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند.
5 – طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه ، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.
6 – یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند.
7 – روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان ، 36 روز دیگر باقی می ماند.
8 – تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.
9 – در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند.
10 – سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.
11 – یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست ، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!
پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!!




نوشته شده توسط محمد |موضوع : دست نوشته-پا نوشته | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ سه شنبه 4 خرداد 1389
اقلا از مجسمه دزد ها یاد بگیرین !!!

ادامه روند مجسمه دزدی در تهران

عکس از فتوجوک

سلام به دوستان گلم.......باز هم از زدن پست قبلی زمان زیادی نمیگذرد ولی چون اعصابم خیلی خورد شد، این مطلب رو اومدم زدم

elm-robaei-rooz.jpg

( این عکس رو از وبسایت نارنجی برداشتم)

 

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟

از قانون کنترل c ، کنترل v درست استفاده کنید

این کارا به چه درد میخوره؟.......به فکر اون دنیا باشید؟.........آخه با این کار ها که طرفدار پیدا نمیکنید.......برین توبه کنید ، میخواین جلب توجه کنید ، بگید ما هم بلـــــه ، ما هم بلدیم ، نه آقا جوون ، ابن که روشش نیست ، اقلا اگه میخواین از سایتی یا وبلاگی مطلبی بردارین ، منبع رو بزنین ، چه وضعشه ،

مجله علم روز ، بیشتر خطابم به شماست ، شما که میرین مطالب سایت نارنجی رو بدون هیچ منبعی میزنین تو مجلتون ، فکر میکنین خیلی کار شاخیه ، من هم قبلا تو این کارا ماهر بودم ، یه وب داشتم ، بازدیدش نسبتا خوب بود ، ولی چی؟......به هیچ دردی نمیخورد ، شده بودم ، مثل یه کسی که مطالب قشنگ رو از هر جایی جمع کنه بندازه تو وبلاگش ، این که درست نیست.

همون طور که میدونین در تهران تازگی ها چند مجسمه رو دزدین! ، از وسط خیابون ها و پارک ها و اینجور جاها دیگه ، این کار خیلی خیلی زشتیه و به غیر از دزدی ، بر فرهنگ ایران هم لطمه میزنه ولی یه چیزی ، اون آقایون دزد مجسمه این کار رو مخفیانه انجام میدادن ، ولی شما چی ، آشکار ، تازه ، نتایج کار هاتون رو هم به بقیه نشون میدین ، من نمیخوام بگم کار شما از اینا بدتره ، میخوام بگم این هم یه جور دزدیه

آخه چرا؟

خیلی از وبلاگ ها هم الان هستن ، که فقط کارشون شده ور داشتن مطالب از اینسایت و آن سایت ، آخه خوش مراما ، مردم به این کار شما که اصلا اهمیت نمیدن ، هر چیزی اورجینالش خوبه !

اگه میخواین مطلب نارنجی رو هم در این باره بدونین به اینجا برین:

http://narenji.ir/--site-feature-33/19-latest-news/1888-elme-rooz

التمای دعـــــــــا




نوشته شده توسط محمد |موضوع : دست نوشته-پا نوشته | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389
یا کوثر

سلام به دوستان عزیز..........خیلی از زدن پست قبلی نمیگذرد ، ولی گفتم حیفه که این مطلب رو زنرنم ، البته شما پست قبل رو هم مطالعه بفرمایید

 

و اما این پست:

اندفعه ، اومدیم ، با یه مطلب علمی و با منطق و دلیل یه چیزی رو برای شما ثابت کنیم ، اون هم کوثر بودن ، حظرت فاطمه در سوره کوثر است

کلمه کوثز از کثزت میاید و می تواند مصادیقی چون نبوت ، وحی ، مقام شفاعت و .. را داشته باشد ، همچنین نام یک رود توی بهشت هم هست ولی اینجا معنی هیچکدام را نمیدهد زیرا دشمن کینه توز با جسارت به پیامبر او را ابتر نامید و خداوند در دفاع ار پیامبرش فرمود : (ان شانئک هو الابتر ) دشمن تو ، خود ابتر است.. کلمه ابتر در اصل به حیوان دم بریده میگویند و در اصطلاح زبان عربی به کسی گفته میشود که نسلی به او از یادگار نماند، از آنجایی که فرزندان پسر پیامبر ، در زمان کودکی از دنیا رفتند  ، دشمنان میگفتند ، او دیگر نسلی ندارد ، و اگر پیامبر از دنیا رود ، چون نسلی از او باقی نمی مونه پس حتما مردم اون رو از یاد میبرن ، برای همین خدا این سورهر و نازل کرد که بگه ، نسل پیامبر از حضرت فاطمه (س) هم باقی میماند

 و این از نظر زمانی هم صدق میکند  

اصلا یه نکته جالب دیگر ، همین که دو کلمه کوثر و ابتر در مقابل یکدیگر آمده آن میتواند ، دلیلی محکم ، بر این را داشته باشد

 ............   

این عکس هم از وبلاگ هزار و یک تلنگر برداشتم :

حرکت مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای تبریزی(قدس سره) با پای برهنه، به سوى حرم حضرت معصومه(علیها السلام) در روز شهادت حضرت زهرا(علیها السلام)

 

یا علی

 




نوشته شده توسط محمد |موضوع : متفرقه-متفرقه مذهبی-الی باقی دست نوشته-پا نوشته | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
نتایج مسابقک !!!

سلام به تمام دوستان گرامی  ارجمند و بینندگان محترم

یه دونه جمله قشنگ از آقای شریعتی دیده بودن ، گفتم بهتره اول اون رو بذارم بعد برم سراغ مسابقکمون ( مسابقه کوچکمون) :

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند . 


و اما مسابقک ( مسابقه کوچک)

همون طور که در پست قبلی ملاحظه فرمودید ، ما یه مسابقکی ( مسابقه کوچکی ) ترتیب دادیم ، تا شما دسوتان بیاین و اشعار تون رو توش بنویسین ، ما هم که صبرمون داشت تموم میشد و از همون جا که این یک مسابقک ( مسابقه کوچک !! ) است ، گفتیم به این مسابقک ( مسایقه کوچک ) خاتمه بدیم و االسلام

البته ما در حین دیدن این اشعار به نتایج جالبی هم رسیدیدم:

دوست عزیزمون آقای جاوید که لطف کردن و اومدن تو وب ما شعر گفتم و ترک میرزا ی عزیز هم که اشون هم لطف کردن ، هر دوشون در یکی از شعر هاشون ، درباره همسرو اهل و عیال و این جور چیزا بود

اینا شعر آقای مهدی دانش بود درباره ی زن و عیال :

کشم آهی که دامانت بگیرد
رها کردی دلم را تا بمیرد
پس از تو دل نمی بندم به یاری
مگر ژینوس تحویلم بگیرد!
**********
دلم با یار نو دارد سر و کار

نو آمد،کهنه می گردد دل آذار

الا ای همسر خوب و وفادار!

تو لطفا" بچه هایم رانگه دار!!
************
تو بردی روز اول عقل و هوشم

ولی حالا شدی باری به دوشم

فضای خانه ام سرد است،باید

دو تا شلوار روی هم بپوشم!!
**************
اینا هم شعر آقا جاوید بود در بند عیال و خانه :

جنگیدن با زنان هنر می خواهد
مقدار سه كیلویی جگر می خواهد
البته به جزدو مورد بالایی
اعصاب قوی و گوش كر می خواهد

مثل اینکه تازگی ها زنان ، شوهراشون رو حسابی اذین میکننا

از آنجا که آقای ترک میرزا در شعر دیگرشون میگه:

دلم آشوب کردی، خوب کردی
مخم معیوب کردی، خوب کردی
پر از مار بوآ بود آستینم
به آنجا چوب کردی، خوب کردی!

البته دوستان عزیز باز هم شعر گفته بودن که اگه میخواین ببینین برین تو نظرات پست قبلی

و اما شعر برتر.........از اونجا که شعر همه آقایون و خانوم ها و ... خیلی خیلی قشنگ بود ، تصمیم گیری خیلی سخت بود ولی دیگه ما به زور یه شعری رو به عنوان برتر انتخاب کردیم:

از آقای محمد جاوید:

من آمدم و شعر نوشتم رفتم
واژه ، كلمه،حرف سرشتم رفتم
گر بر لب تو ز شعر من خنده شكفت
بی شك به خدا اهل بهشتم، رفتم

و اما جایزه این مسابقه:

اااا .. برق خونمون رفت........آقای جاوید شرمنده......


پ.ن: ( دارم میپکم )

گاز اشکاور یا ... :

دوستان همین الان که دارم این مطلب رو مینویسم ، نفسم بالا نمیاد ، ... ، یکی از دوستان خز و خیل بنده ، یک عدد گاز اشکاور زیر پای بنده انداختند ، من چشممون رو بستم ولی دهنم، باز بود ، اولش اصلا نمیتونستم نفس بکشم ، ولی حالا که رفتم زیر دوش آب سرد ، بهتر شد...

التماس دعا ........ شدیدا

 

 




نوشته شده توسط محمد |موضوع : دست نوشته-پا نوشته دست نوشته-شعر و ور | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
شعر و ور

سلام به دوستان عزیز

یه مسابقه ای رو تو وب راه انداختیم ، که اسمش رو نمیشه مسابقه گذاشت ......

شما تا حالا خیلی وقتا شده ، دلتون گرفته و واس خودتون یه شعری گفتین ، امکان داره ، چرت و پرت هم باشه ، ولی همون هم خیلی ارزش داره ، یا مثلا خوشحال شدید ، رفتید یه شعر طنزی ، چیزی ، گفتید یا اینکه اصلا هیچ اتفاقی واستون نیفتاده ، ییهویی یه شعری به ذهنتون میاد ، ... ، ما اومدیم یه مسابقه ترتیب دادیم که شما این اشعار رو تو قسمت نظرات این پست بنویسید و ما از بین اونا برترین هاشو انتخاب کنیم و الی قضایا...!

لطفا حتما اگه میتونین در این مسابقک ! ( مسابقه کوچک) شرکت کنید

چکیده مطلب اصلی: لطقا شعر های خود را در قسمت نظرات این پست برای ما ارسال کنید.




نوشته شده توسط محمد |موضوع : دست نوشته-پا نوشته دست نوشته-شعر و ور | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389
معکوس باشید تا کامروا شوید........خوشگلی یا زیبایی، مسئله این است؟

سلام به دوستان عزیز..... .........تا الان اوضاع وبمون خیلی بهم ریخته ..... اوضاع من هم خیلی بهم ریخته ( در حد لالیگا....).........اوضاع وب از اون نظر بهم ریخته که من بیشتر مطالب وب رو با استفاده از قانون کنترل c و کنترل v میذارم. اما اوضاع خودم هم به شما هیچ ربطی نداره ( ... ).... خوب قبل از اینکه مطلب اصلی رو شروع کنم ، بهتره چند تا نکته رو بگم:

اولا: از این به بعد مطلب وب از خودمونه و اصلا دیگه حوصله استفاده از اون قانون مزخرف رو ندارم ( منظورم کنترل c , کنترل v بود

ثانیا:دعام کنید.....شدیداااااااا

ثالثا: امکان داره به زودی قالب وب عوض بشه

رابعا : لطفا ، حتما نظر خودتون رو در باره این مطلب بذارین

و اما مطلب:        یا علی

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد |موضوع : دست نوشته-پا نوشته | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389
سخنان بیل گیتس در یك دبیرستان
 سلام به همه ی دوستان گلم ( شامل همه چی از قبیل کاکتوس ، خزه ، ..... ، میمون ، محمدی )
 
بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد.
 
 
 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد |موضوع : متفرقه-متفرقه آموزش-مهارت افزایی | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ یکشنبه 12 اردیبهشت 1389
روش های نجات ازحمله های قلبی

سلام دوستان..........من زیاد دوست ندارم تو وب چیزا های پزشکی و از این جور چیزا بذارم ( آخه اصلا ربطی به موضوع وب نداره) ولی اندفعه دیگه مجبورشدم ، آخه مطلب خیلی خیلی جالبی بود ... ببینید:

خانم جوان 25 ساله ای در اثر ایست قلبی فوت کرد... مرگش خیلی زیاد خانواده اش رو متاثر کرد. او وقتی دچار حمله قلبی شد درخانه تنها بود و کسی نبود که با یه CPR ساده جانش را نجات بده. افسوس.

CPR  چیست؟

!!!!!!  آنچه همه باید بدانند  !!!!!!


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد |موضوع : متفرقه-متفرقه | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ جمعه 10 اردیبهشت 1389
این جهاد الله اکبر

سلامی دوباره...

تا میام دیگه خودم مطلب بزارم......یه مطلب میبینم چشمم رو میگره حیفم میاد تو وب نذارم . (ولی دیگه مطالب از خودمون میشه به امید خدا ... )این یکی رو از وبلاگ ملوس خانومی برداشتم

اول خواستم بنویسم بدون شرح دیدم نشدنیه.این عکس عجیب فکرمو مشغول کرد.و هزاران افسوس برام به ارمغان آورد.مخصوصا اون متن پایین عکس .دوست دارم نظر شمارو هم در موردش بدونم.سطحی ازش نگذرید.هر برداشتی دارید برام بزارید میخوام بدونم شماهم همون حس منو داشتید یانه؟




نوشته شده توسط محمد |موضوع : مذهبی-الی باقی متفرقه-متفرقه | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389
قسم به دستان خدمتگزار ( از 1001 تلنگر )

سلام دوستان..........ایام فاطمیه است........میخواستیم یه مطلب از خودمون در کنیم بذاریم تو وب ولی بعد از دیدن این مطلب تو 1001 تلنگر ، کم آوردم ،  بعدش از قانون کنترل c ، کنترل v استفاده کردم و..... ببینید


باسمك العظیم الاعظم الاعز الاجل الاكرم بحق مولانا الامام الزمان یا اللَّه...
 خدایا! به دستان بسته شده‏ى امیرالمؤمنین‏علیه السلام قسمت مى‏دهیم؛ همان دستان با سخاوتى كه در حال نماز انگشترش را به سائل عطا كرد. همان دستان با سخاوتى كه در جریان سقیفه بسته‏ى صبر شد.
 خدایا! به بازوان ورم كرده‏ى حضرت زهراعلیها السلام، ام المؤمنین قسمت مى‏دهیم؛ همان دستانى كه براى همسایگان به دعا بلند مى‏شد و مى‏فرمود: "الجار ثم الدار". همان دستانى كه پینه از دستاس داشت و اشك از گونه‏هاى على مى‏گرفت. همان دستان پر مهرى كه از كفن بیرون آمد و حسنین را در آغوش گرفت.
 خدیا! به دستان كوچك بچه‏هاى امیرالمؤمنین‏علیه السلام آن هنگامى كه دور مادر نشسته بودند و دستانشان را به سمت آسمان بلند كرده، منتظر دعاى مادرشان بودند. خوشحال بودند كه الان مادر براى شفاى خود دعا مى‏كند و آن‏ها آمین مى‏گویند؛ اما با كمال ناباورى شنیدند كه مادرشان دعا مى‏كند "الهى عجل وفاتى"؛ خدایا! مرگم را برسان.
 خدایا! به دستان كوچك امام حسین‏علیه السلام، آن لحظه‏اى كه به سینه‏ى ادب مى‏گذاشت و كنار قبر مادر زیر لب زمزمه مى‏كرد: "السلام علیكِ یا أمّاه"؛ سلام مادر!... به همان دستان با كرمى كه در كربلا انگشت و انگشترش را باهم به دشمن عطا كرد. خدایا! به دستان به پشت بسته شده‏ى حضرت مسلم‏علیه السلام، به دستان قلم شده‏ى جعفر طیار.
 خدایا! به دستان قلم شده‏ى ابوالفضل‏علیه السلام ؛ همان دستانى كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام هنگام تولد بویید و بوسید؛ همان دستانى كه امام حسین‏علیه السلام كنار شط فرات به آن‏ها بوسه زد؛ همان دستان قلم شده‏اى كه حضرت زهرا آن را در قیامت به صحنه خواهد آورد.
 خدایا! به دست‏هاى آویزان و افتاده‏ى على اكبرعلیه السلام در آغوش امام حسین‏علیه السلام. به دستان از پوست آویزان عبداللَّه بن الحسن‏علیه السلام. به دستان كوچك و از درد خسته‏ى حضرت رقیه. به دستان كوچك على اصغرعلیه السلام آن هنگامى كه جان مى‏داد و با دستان كوچكش از فرط درد به سینه‏ى بابا مى‏كوبید.
 خدایا! به دستان خسته و به قنوت نماز شب برخواسته‏ى زینب‏علیها السلام؛ همان دستانى كه عصر عاشورا از هیجان به هم كوبیده مى‏شد. درون خیمه مى‏رفت و بیرون مى‏آمد و مى‏گفت: در خیمه بیمار دارم.
 خدایا! به دستان در غل و زنجیر امام سجادعلیه السلام در سفر شام. به دستان بسته‏ى موسى بن جعفرعلیه السلام در زندان‏هاى بغداد. به دستان بسته‏ى امام صادق‏علیه السلام دنبال استر ابن ربیع. به دستان از سم سبز شده‏ى امام هفتم علیه السلام.
 خدایا! به دستان قلم شده‏ى جانبازان انقلاب و به همه‏ى دستانى كه در راه تو خدمتى كردند و صدمه‏اى دیدند.
 خدایا! به دستان مهر گستر، ولى از غیبت بسته شده‏ى امام زمان (عج).
 خدایا! به دستان عدل گستر، ولى از گناه شیعیان، شكسته شده‏ى امام زمان (عج) قسمت مى‏دهیم ؛


خدایا! لعنت كن آن دستى را كه در آن كوچه‏هاى ننگ بالا رفت و به صورت حضرت زهراعلیها السلام فرود آمد! لعنت كن آن دستى را كه هیزم كش آتش در بود! لعنت كن آن تازیانه به دست را و آن دست ظالمى كه با غلاف شمشیر همراه بود!
 خدایا! خودت فرمودى: "و تبت یدا ابى لهب"؛ بریده باد 2 دست ابى لهب؛ پس آن دستانى را هم كه دستان امیرالمؤمنین‏علیه السلام، فاتح خیبر را بستند، قطع كن!
 خدایا! بریده باد آن دست خیزران به دست! بریده باد آن دست پر طمعى كه به طمع انگشتر، انگشتان امامش را قطع كرد! بریده باد آن دست بزرگ و سنگینى كه بالا رفت و به صورت نازك‏تر از گل كودكان ابا عبداللَّه فرود آمد.
 خدایا! بریده باد آن دستانى كه براى حضرت ابالفضل‏علیه السلام امان نامه نوشت و بااین كار جگر سوخته‏اش را كباب كرد!
 خدایا! بریده باد آن دستانى كه از فرط شادى در پاى سرهاى به نیزه زده شده، به هم مى‏خوردند.
 خدایا! بریده باد آن دستانى كه به سوى اسراى اهل بیت اشاره مى‏كردند و مى‏گفتند: "خارجى!" بریده باد آن دستانى كه امام حسن‏علیه السلام را نشان مى‏داد و مى‏گفت: "یا مذل المؤمنین!".
 خدایا! بریده باد آن دستان سنگین سندى بن شاهك یهودى!
 خدایا! بریده باد همه‏ى دستانى كه به نحوى ضررى به اسلام زدند و مى‏زنند!

 خدایا! بریده باد دستى كه براى ظهور امام زمان (عج) به دعا و خدمت بلند نمى‏شود! و بریده باد همه‏ى دستانى كه از روى دشمنى باعث تاخیر ظهور امام زمان (عج)شده‏اند و مى‏شوند!

گریزهای مداحی،محمد هادی میهن دوست،ص422.



نوشته شده توسط محمد |موضوع : مذهبی-الی باقی | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389
قبـــــــــــــــــــول شدم

سلام به تمام ملت ایران............خوبین ملت ؟..................من هم خوبم.............تو پست قبلی همون طور که گفتم امتحانم رو عالی رو به افتضاح دادم..........ولی.....دیدم که........قبول شدم.....باورو نمیشه ..... من که اصلا امید به قبول شدن نداشتم تو هر دو رشته قبول شدم ......دعا هاتون گرفت........




نوشته شده توسط محمد |موضوع : خودمونی-درباره خودمون | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389
عکس دوست داشتنی

سلام به تمام ایرانیان مقیم ایران و مقیم غیر از ایران ( و لا غیر(به اضافه ی خارجیان فارسی دوست ) )........بعد از چند روز دوباره اومدیم......آزمونی که گفتم رو عالی رو به افتضاح دادم.....دعا کنید قبول شم......وگرنه دوباره باید خر بزنم تا آزمون بعدی قبول شم........

نمیدونیستم چی مطلب بزارم، گفتم یه عکسی ، چیزی ، کوفتی ، زهر ماری ،..... ، دردی ، ... ، تو وب بذارم که انشا الله چند تا نظر هم نسیب ما بشه..... این عکسه رو من خیلی دوست دارم....یعنی خوب طراحی کردن و نوشته اش با عکس که پشتشه و حالت نوشتنشش خیلی زیباست (فهمیدین چی گفتم ؟ ...خودم که نفهمیدم.....)... من که عاشقشم( منظوم این عکسه بودا....طرف تو عکس رو نمیگم)....یادم نیست از چه جایی برداشتم...وگرنه حتما منبع رو میزدم......

 


برای دیدن عکس اینجا کلیک کن ، میره تو ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد |موضوع : متفرقه-تصویر | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ جمعه 3 اردیبهشت 1389
آزمون مهم....
سلام دوستان ... ببخشید یکم دیر به دیر مطلب میزارم ...... 27 فروردین یه آزمون خیلی مهم دارم که اگه قبول نشم خیلی خیلی بد میشه .... شاید تا بیست و هفتم مطلب نذارم .... خبرشون رو بهتون میدم ...... التماس دعا ... شدیدا


نوشته شده توسط محمد |موضوع : خودمونی-درباره خودمون | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ جمعه 20 فروردین 1389
خندید و گفت برادر ، یادم تو را فراموش... شعری زیبا از ابوالفضل سپهر

سلام .... امروز تعداد پست های ارسالیمون زیاد شد.....یه شعر خیلی خیلی خیلی .... جالب و دوست داشتنی و قشنگ و ....... براتون گذشتم از ابوالفظل سپهر....

نمی دونم كجا بود / تو فكه یا دوعیجی/ تو فاو و یا شلمچه / تو كرخه یا موسیان / مهران و یا دهلران / تو تنگه ی حاجیان / کنار هم نشستند / دست توی دست هم / با هم جناق شكستند / با هم قرار گذاشتن / قدر همو بدونن / برای دین بمیرن / برای دین بمونن / با هم قرار گذاشتن / که توی زندگیشون / رفیق باشن و لیكن / اگه یه روز یكیشون / پرید و از قفس رفت، / اون یكی كم نیاره / به پای این قرارداد / زندگیشو بذاره


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد |موضوع : | لینک مطلب | نظرات() | ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 12 فروردین 1389
دست نوشته های اخیر
تبلیغات

صفحات :

1 2 3 4 5 6
موضوعات
نویسنده محترمه ، سرکار آقای
نظرسنجی
به روایت لینک...
بخش اصلی منو
آرشیو
چرند و پرند

در این بخش هر چی عشقم میکشه میذارم...!!!

یه شعر دوست داشتنی

در این زمونه که شرط حیات نیرنگ است / دلم برای رفیق بی ریا تنگ است

حدیث مورد علاقم:

ابوحمزه ثمالی از یکی از امامین همامین ، روایت کرده است که : امیرالمومنین ( ع ) روزی خطاب به اصحاب خود فرمود : کدامیک از آیات کلام الله مجید نزد شما امیدوار کننده ترین است ؟ بعضی گفتند :

« همانا خداوند مشرک را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرک را برای کسی بخواهد - - - سوره ی نساء ، آیه ی 48

و یه جمله دوست داشتنی از دکتر شریعتی:

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند . 

پست هایی که تا به الان به هر دلیلی در وب انتشار نیافته :

- زاهد یا زاهد

- سوء تفاهم در حد لالیگا

- Mihan blog oR bLOGFA

- حیف که....(سه نقطه)

صفحات فرعی
صفحات جانبی
تبلیغات به درد بخور

 


به ما رأی دهید

All Right Reserved By { Dast Neveshte . IR } , Design By Moh3en Razani

دوست عزیز ، سلام! ... اگه میخوای مطالب این وب را تو وبت یا هر کوفت و زهر مار دیگه ای بذاری سه تا راه وجود داره: یکی اینکه بی خیال بشی ، دومی اینکه منبع رو بزنی ، سومی هم اینکه اگر کارتون خیلی گیره و جایی هست که منبع رو نمیتونین بزنین ، اول از مدیر محترم ، جناب من ، اجازه بگیرید ، بعد انتشار بدهید ، اگه هم اجازه ندادیم ، بی خیال بشین دیگه ..!

..........

Only 1238